شبها زیر سنگینی تاریکی مطلق، پهلوی دیوار روی دستهایم میایستم و به روش های کشتن آدمهای بد زندگیام فکر میکنم و بعد، بوی خون ریههایم را پر میکند. آنجا کنار بدن بیجانشان به پشت دراز میکشم و خندهٔ شیطانیام را سر میدهم. درست مثل آدم بَدهٔ فیلمها و داستانها. اصلا هم به نظرم نمیآید که انگار
برچسب:
نویسنده: اشکان اسدیان
تاريخ: پنجشنبه
1 ارديبهشت
1401 ساعت: 15:44